انگار شب است و چشمان همه بسته
رقص و نگار بی کرانه
آسمان تاریک
شعله ها خاموش
شب از جرجرک می ترسد
دزدی دنبال خرمن است
باد می پیچید
کاه ها در رقصیدن است
مردکه ی دزد
چشمانش را بسته است
دزد نمی تواند بدزدد
دزد همان است
که خرمن خودش را برای خودش می دزدد
شعله ها خاموش
شب از جرجرک می ترسد
دزدی دنبال خرمن است
باد می پیچید
کاه ها در رقصیدن است
مردکه ی دزد
چشمانش را بسته است
دزد نمی تواند بدزدد
دزد همان است
که خرمن خودش را برای خودش می دزدد