صفحات

۱۳۹۶/۲/۳۰

دزد خرمن, رقاصه باد است

انگار شب است و چشمان همه بسته 
رقص و نگار بی کرانه 
آسمان تاریک
شعله ها خاموش
شب از جرجرک می ترسد
دزدی دنبال خرمن است
باد می پیچید
کاه ها در رقصیدن است
مردکه ی دزد
چشمانش را بسته است
دزد نمی تواند بدزدد
دزد همان است
که خرمن خودش را برای خودش می دزدد

وصیت(داستان کوتاه)