صفحات

۱۳۹۶/۳/۲۷

زندکی نامه زنده یاد فروغ فرخزاد


فروغ الزمان فرخ زاد در  8 دی سال 1313  در کوچه  خادم آزاد محله امیریه تهران  ، در یک خانواده متوسط با هفت بچه ، چشم به جهان گشود .
او در یک خانواده ی نه نفری بزرگ شد . پدرش سرهنگ محمد فرخزاد یک نظامی سختگیر ،  و مادرش توران وزیری  تبار (با نام شناسنامه ای بتول ) بود . فروغ چهارمین فرزند خانواده بود . « امیر مسعود » ، « فریدون » ، « مهرداد » و « مهران » ، برادران فروغ و « پوراندخت » و » گلوریا » خواهران فروغ بودند.
به دلیل مسئولیت هایی که پدر فروغ در اداره املاک مازندران داشت ، دوران تابستان را در نوشهر می گذراندند . پدر فروغ دوباره ازدواج می کند .
فروغ دوران دبیرستان را در مدرسه  خسروخاور گذراند و در این مدت  درکلاس های نقاشی علی اصغر پتگر شرکت کرد . پس از پایان کلاس سوم دبیرستان ، وارد هنرستان بانوان کمال الملک  شد و خیاطی و آموزش نقاشی را زیر نظر بهجت صدر و علی اصغر پتگر و مهدی کاتوزیان فرا گرفت که بعد از ازدواج فروغ ناتمام ماند .

در تاریخ 23 شهریور ماه سال 1329 ، زمانی که فروغ 16 ساله بود ، علی رغم مخافت های شدید پدرش ، با پرویز شاپور ازدواج کرد .
پرویز همسایه پشت به پشت خانه ، و نوه خاله مادر فروغ بود . فروغ و پرویز 15 سال اختلاف سنی داشتند .
با توجه به محل کار پرویز ، فروغ پس از ازدواج ، همراه او به اهواز رفت و در آنجا ساکن شدند .
در سال 1330 میان فروغ و پرویز اختلافاتی پیش آمد که باعث شد فروغ روانه تهران شد و به خانه پدری اش رفت . در این زمان فروغ شعر گناه را به چاپ رساند که سر و صدای زیادی به راه انداخت و در اثر همین اتفاقات او از خانه پدرش خارج شد و اتاقی را در خیابان شاه اجاره کرد و مدتی در آن زندگی کرد .
چند وقت بعد از این ماجرا ها ، فروغ به اهواز برگشت و دوباره به زندگی با پرویز ادامه داد .
سرانجام در تاریخ 27 خرداد سال 1331  پسرش کامیار متولد شد.

اختلاف فروغ با همسرش پس از چاپ شعر اسیر شدت می گیرد ، و فروغ با توجه به وضعیت بد روحی در آسایشگاه روانی رضاعی بستری می  شود . سرانجام در تاریخ  17 آبان سال 1334  فروغ و  پرویز شاپور از یکدیگر جدا می شوند و طبق قانون ، کامیار نزد پرویز می ماند و فروغ تا آخر عمرش هرگز او را نمی بیند .
درباره رابطه فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان هرگز از سوی منبع موثقی ، توضیح داده نشده است . در این شرایط آنچه مسلم است این است که نباید درباره این دو شخصیت بزرگ هنری کشورمان ، دست به قضاوت بزنیم و یا به قضاوت های بی جای دیگران دامن بزنیم .
در جلسه سخنرانی گلستان ، که بنا به دعوت عباس میلانی به شمال کالیفرنیا سفر کرده بود ، گفت‌وشنودی هم بین دعوت‌کننده و مدعو برقرار بوده است که در پایان آن، حضار هم اجازه پرسش یافته‌اند. اما پرسش‌ها بجای آنکه در باره خود گلستان و کارهایش باشد، بیشتر به فروغ فرخ‌زاد مربوط شده، چرا که بقول عباس میلانی در همان جلسه، «موضوع رابطه ميان گلستان و فروغ فرخزاد موضوعی است که سال‌ها مورد بحث و بررسی و حتی کنجکاوی مردم بوده است». گلستان اما همه پرسش‌ها را بی‌پاسخ گذاشته و با لحنی طنزآلود پرسيده است: «چرا از من درباره مهدی اخوان ثالث سئوال نمی‌کنيد؟»

حسین منصوری در سال 1335 در مشهد به دنیا آمد .و در جریان سفر فروغ فرخزاد به تبریز و در هنگام ساخت فیلم « خانه سیاه است » در جذامخانه بابا باغی توسط فروغ به فرزندی گرفته شد.



فروغ فرخزاد در تاریخ 24 بهمن سال 1345  در 32 سالگی بر اثر سانحه رانندگی در جاده دروس - قلهک  ، جشم از جهان فرو بست .
وی را ابتدا به بیمارستان هدایت قلهک و سپس به بیمارستان رضا پهلوی تجریش منتقل کردند اما سر انجام 2 روز بعد از سانحه ، بدن او را در گورستان ظهیر الدوله به خاک سپردند .
آزاده اخلاقی در  آلبوم عکس به روایت یک شاهد عینی که در آن لحظه های مرگ یا  قتل چهره های مهم سیاسی - فرهنگی ایران معاصر را بازسازی کرده است ، تصویری هم از صحنه تصادف فروغ آورده:
فروغ فرخزاد – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ – تهران

خانه پدری فروغ فرخزاد هنوز در کوچه  خادم آزاد محله امیریه تهران برپاست .
کوی خادم آزاد متشکل از دو کوچه‌ی به هم متصل است که یکی به خیابان مولوی امروز می‌رسد و دیگری به خیابان ولیعصر. خانه‌ی پدری فروغ فرخزاد درست در نقطه‌ی اتصال این دو کوچه قرار گرفته است.
برای دیدن تصاویر در ابعاد بزرگ ، بر روی آن ها کلیک کنید .

« اسیر »:  نخستین دفتر سروده های فروغ است که در بهار1331 ، هنگامی که 17 ساله بود به چاپ رسید .
« دیوار »: در سال 1336  ، یعنی 21 سالگی فروغ به چاپ رسید .
« عصیان  » : در سال 1338 ، یعنی 22 سالگی او چاپ شد .
« تولدی دیگر » : زمستان ۱۳۴۳ . وی این دفتر را  تقدیم به ابراهیم گلستان کرد
« ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد  »

فروغ زبان فرانسه ، ایتالیایی ، آلمانی را با شوق پیگیری نمود و آموخت تا  سرانجام دوستی او را به گلستان معرفی کرد .
از میان ترجمه های او می توان به « نمایشنامه ژان مقدس » از « برنارد شاو » و سیاحتنامه هنری میلر در یونان با عنوان « ستون سنگی ماروسی »  اشاره کرد .
در سال 13380از طرف گلستان فیلم ، برای نخستین بار به انگلستان رفت تا در زمینه امور سینمایی و تهیه فیلم مطالعه کند. وقتی که از این سفر بازگشت به فیلمبرداری روی آورد و در تهیه چند فیلم کوتاه با ابارهیم گلستان همکاری نزدیک و موثر داشت.
در سال 1339 موسسه فیلم کانادا از گلستان فیلم خواست که درباره ی مراسم خواستگاری در ایران فیلم کوتاهی بسازد و فروغ در این فیلم بازی کرد و خود در تهیه آن فعال بود .
 و در سال  1340  قسمت دوم فیلم زیبای « آب و گرما » را تهیه کرد . در همین سال در تهیه صدای فیلم « موج و مرجان و خارا » به کارگردانی ابراهیم گلستان ، گلستان فیلم را یاری داد .
پس از آن او برای صفحه ی نیازمندی های کیهان یک فیلم یک دقیقه ای ساخت که در نوع خود این اثر قابل تحسین بود .
همچنین پیوند فیلم « یک آتش » در سال  13410در دوازدهمین جشنواره ی فیلم های کوتاه و مستند و نیز در ایتالیا شایسته  دریافت مدال طلا و نشان برنز شد .
در تابستان سال  1341 در تهیه ی فیلم « دریا »   گلستان را یاری کرد و خود نیز بازی کرد که متاسفانه ناتمام ماند .
در بهار 13410برای تهیه یک فیلم مستند از زندگی جذامیان به تبریز رفت. فیلم « خانه سیاه است » که بر اساس زندگی جذامیان تهیه شده ، یادگاری هنری سفرهای او به تبریز است. این فیلم در زمستان ۱۳۴۲ از فستیوال اوبرهاوزن ایتالیا جایزه بهترین فیلم مستند را به دست آورد.
چهاردهمین فستیوال فیلم اوبرهاوزن آلمان ، جایزه بزرگ خود را برای فیلم مستند ،  « به یادبود فروغ » نامگذاری کرد . نامگذاری جایزه بهترین فیلم های مستند به نام فروغ ، ادای حرمتی بود به این هنرمند بزرگ ایرانی و توفیق او در هنر و انسانیت هیئت مدیره . فستیوال شاعر جایزه بزرگ خود را از نخستین جمله های فراموش نشدنی فیلم « این خانه سیاه است » برگزید .
وی در سال  1342  در نمایشنامه «  شش شخصیت در جستجوی نویسنده » اثر لوئیچی پیراندلو بازی کرد .
در سال  1345 فروغ بار دیگر به ایتالیا سفر کرد و در دومین فستیوال سینمایی مولف در شهر پزارو شرکت کرد و در همین سال از کشور سوئد به او پیشنهاد برای ساخت فیلم داده شد .
در سال  1344  از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و از طرف برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای ، در رابطه با زندگی فروغ ساخته  شد .
در سال ۱۳۸۱، ناصر صفاریان سه فیلم مستند با نام های « جام جان » ، « اوج موج » و « سرد سبز » درباره فروغ ساخت که در آن با افراد زیادی همچون کاوه گلستان فرزند ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی کارگردان سینما، فریدون مشیری شاعر، مادر و خواهر فروغ فرخزاد و کسان دیگری گفتگو شده است

وصیت(داستان کوتاه)