تنها آزادیست که سخنگوی انسان و محرَم انسان و از میان برداشتن عقده های انسان است
اگر آزادی را برداریم از زندگی موجودات علی الخصوص انسانها٬ انسانیت مفهومی برای انسان بودن ندارد و همانطوریکه انسان محصور به طبیعت است که هزاران بار اذیت و آزارش می کند و رنجش می دهد و طعنه می آفریند و مرگش را می آفریند و در آغوشش می گیرد نباید محصور دیگران قرار گیرد
این عقده های زخم خورده و نمک پاشیده انسانهاست که از انسانیت بدور اند و در بطن از حماقت و استعمار دیگران قرار گرفته و نیاز های اقتصادی را برآورده نموده است بدین لحاظ آیا ضرور است که جنگ را بر ضد خود ترویج دهیم و خود را قربانی شهوت و ضیافت وخوشگذرانی و سیاحت و سفره نشینی و دست بوسی دیگران کنیم؟ نه! این انسان عاقل است که به زندگی رنگ می بخشد و انسان جاهل به زندگی ننگ می بخشد
وظیفه ماست که از آزادی مان تجلیل کنیم و به دیگران بیاموزانیم که زندگی ارزشی برای زیستن دارد