صفحات

۱۳۹۶/۳/۳

وقتی انسان نگاهش را می بندد(۳)

خیلی از دهنکجی ها باعث برداشتن صداقت و گفتار های صادقانه می گردد و معیار های درست و اساسی که گام به گام برای به هم رسیدن برداشته شده است می شکند و انسان تمام عرف ها و اصول های اخلاقی درونی را نسبت به خود٬ مردم و همقطارانش به منهای صفر می رساند 

تنها این نیست که بر محور خاصیت ها ی ژست گونه اش بچرخد بل معیار اصلی تنازل بقای افکار و روابط میان جناح هاست که صورت میگرد 

شاید خیلی ها بدین باور باشند که تمام حرکات و رفتار و‌گفتار ها معیار اصیل برای همه است و‌مردم باید و باید پذیرا باشند و عکس العمل نیز نشان ندهند و‌ خاموش و ساکت باشند 
نه اینطور نیست بل انسان زمانی همراز و هم سخن و‌هم راه و طریقت می گردد که نیازمندی هایش را در درون دیگری احساس کند و اگر این نیاز مندی ها برطرف گردد روابط فقط در برخورد های روزمره که عبارت از حرمت و احترام و‌حفظ کرامت و مقام انسان از محور حقوقی و انسانی است٬ قرار میگیرد و انسان از انسانیت خودش  به خاطر قلدری های روابطش در مقابل هم خجالت میکشد و‌همیشه دستورات و توصیه های اخلاقی را مراعات می کند تا مبادا کدام کشیدگیی به میان آید و روابط بگسلد 
خیلی هایند که بعد از برطرف شدن نیازها شروع به پرخاشگری های دیگران میکند و خودش را برتر میداند و برتری اش نیز همان نقطه ضعف هائیست که به نمایش میگذارد و خودشناسی را محور خوبی هایش در مقابل دیگران قرار میدهد و تمام حوزه زندگی مدرنیته یا سنتی اش را برای خودش صاحب مرز میسازد تا دیگران نتوانند وارد معرکه گردند و‌در مورد قضاوت کنند 
اینگونه انسانها نه درخور تعظیم اند نه در خور دید و بازدید و‌ملاقات و روابط 
بل باید خودرا دور نگه داشت تا به زیان هایش پی ببرد و‌خودش را از مرز های کشیده بیرون براند و‌هم سطح همگی گردد 
سعدی می فرماید
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
انسان باید همیشه بدین باور باشد که به انسانیت حرمت بگذارد و خودش را برتر نداند و به حقوق مساوی تعظیم کند و‌ دیگران را به انسانیت فراخواند و اصول انسانی را تبلیغ کند 
نه اینکه خودش را گم کند و  با دهنکجی هایش باعث نارضایتی دیگران گردد

وصیت(داستان کوتاه)