کز دیو و دد ملولم وانسانم آرزوست
انسانیت آرزوی هر فرد است و هیچگاه هیچانسانی به انسانیت واقعی نمی رسد و هر قدر تلاش نماید تنها در مسیر انسانیت قدم برمیدارد و آموزه های اخلاقی را درست یاددمیگیرد ٬ نه خود انسانیت
درست است ما می میگوئیم که فلان شخص انسانیت دارد این سخن به معنای این است فلانی خصیصه های را بروز داده است که در وجود انسان مقابل نبوده است وجانب مقابل همه چیز را جدید و تازه یافته است به همین خاطر تشخیص داده است که نیروهایی برجسته ی در وجود برخی ها وجود دارد که باعث تمایز میان او و افراد دیگر گردیده است و همچنان نرم خویی و ملایمت و آرامش و قدرت درونی آرام در وجودش نهادینه شده است و توانسته است که میزان رشد و اصول نیروهای تشکیل دهنده ی اخلاقی را به درجه عالی رسانده است و دانش اندوزی را برگزیده است و یا قدرت بالای هوش دارد که در کمترین زمان قضاوت درست و تصمیم عاقلانه می گیرد اینگونه انسانها در جامعه و خوانواده درصدی کم و مورد احترام قرار می گیرند
شاید
نشانه های زندگی را از آدم ها یاد گرفته باشد مثل که از لقمان پرسیدند:( ادب از کی آموختی؟ لقمان گفت:« از بی ادبان») چون بی ادبان وقتی عمل یا کاری را انجام میدهند یا درست فکر نمیکنند یا درست تشخیص داده نمیتوانند یا درست تصمیم گرفته نمیتوانند در اینصورت در تشخیص شخصیت و انسانیت نیز ناکام است
وقتی از تماشای کارهای بی ادبان بدرو میشوید خود را ملزم میدانید که باید شما آن عمل را انجام ندهید چون آنها بی ادب اند و شما خود را کنترول نموده از بی ادبی بیرون میشوید اینگونه انسانها همیشه موفق اند
نکته اخیر یا نتیجه
هر انسانی ابتدا آدم است دوپا دارد دو گوش دارد گیریه میکند گرسنه میشود و........
و از آدمیت انسانها قدم بسوی انسانیت میگذارد وداردreformation یا اصلاح را اصول قرار میدهد و نمیگذارد که نمایش بد اخلاقی داشته باشد تا مردم به دشنه و دشنام روی بیاورند و به خاطر اخلاق سرزنش کنند
نه انسان همان فرشته ایست که تمام فرشتگان سر تعظیم خم کرده است و باید همان باشیم که بوده ایم و هستیم و خواهیم بود