خاطرات ملزم است که فشار های ذهنی را یا کم بسازد یا زیاد نماید
خاطرات خوش انسانها را شاد نگه میدارد و همیشه از یاد آوری ذهنی اش احساس ندامت نمی کند و مثل گل تازه دهنش را باز می نماید و به اوج کوهساران٬ دریا ها٬ جاده های بی انتها و در اوج خوشبختی نگاه می کند و خوبرویان ماهرخ روزگار اند و تداوم حیات وزندگی آرام و مرفه اند و احساس لذت می کنند و از چیزی دریغ نمی کنند و از چیزی حسود نمی خورند و به عملکرد هایش پاسخ درست دارند و ندامت هایش را فراموش می کنند
مثل غزال از سنگی به سنگی و از کوهی به کوهی و از دشتی به دشتی میرود و احساس غرورِ خوشبختی را با خارهای تیز و زهرناک و با بته زار های متفاوت و سنگ های داغ و حیوانات مختلف و حشرات جشن می گیرند
جشن٬ جشن خوشبختی است خوشبخت ترین ها به آرزو های بزرگ میرسند و بد بخترین ها در اول جاده٬ کور و نابینا و ساکت باقی میمانند نه چشمی برای دیدن دارد و نه راهی برای رفتن و نه سخنی برای گفتن و نه راهنمایی برای راهنمایی!
زندگی سرزمین عجایب ها نیست بل سرزمین خوشبختی ها است و آنگاه که نگاه به زندگی می افتد و انسان از زندگی اش احساس غرور می کند زندگی ختم می گردد ونگاه ها باقی میماند و انسان درخور هیچ چیزی جز رفتن نیست و«عمل» گزینه ی خوبی برای سرنوشتش است
زندگی بال کشیدن یک پرنده است از شاخه ی به شاخه یی و از درختی به درختی و از سرزمینی به سرزمینی
آنکه قدرش را میداند سهم خودش را برمیدارد وآنکه نمیداند فقط به تکرار میرود ومیرود اما هیچ سهمی برای برداشتن ندارد تنها نگاه هایش سست می شود و خیرگی اش از یاس و نا أمیدی است که توان و جسارت خوبی برای برداشتن ندارد
ذهن های فقیر درگیر منازعات اند و ذهن های غنی دنبال راه رفتن
ذهن های فقیر بار سنگینی را احساس میکند و زندگی آنقدر سنگین است که توان برداشتنش را ندارد و اوف اوف کنان وخمیازه کنان به همانجای اول باقی میماند چون یک حرکت زیبا باعث برنده شدن در مسابقه است و یک خطا باعث شکست خوردن در مسابقه است
انسان باید این خطارا انجام ندهد وخوب مواظب باشد تا حرکت زیبا را انجام دهد و مورد تشویق قرار گیرد و هلهله و سروصدا ها را به نفع خودش نماید و از اغفال دیگران بهره برد و تا نگاه ها بر میگردد باید کارش را انجام دهد تا برنده گردد
انسانهای سعادت مند قدرت وتوانایی اش را دیگران تشکیل میدهد و خودش فقط یک راهنما است و بس!!