صفحات

۱۳۹۶/۳/۸

وقتی انسان نگاهش را می بندد(۸)

شاید قدرت مخیله انسانها به حدی باشد که هر روز٬ روز جدیدی برای درست اندیشیدنش باشد و آرزو های دیرینه اش را در مدت یک شب طی نماید
شاید این تز نسبتن خطرناکی باشد و شاید تقاضا برای درست اندیشیدن بیشتر از هر چیز دیگری باشد و شاید براساس درست اندیشیدنش هزاران انسان چشم انتظار شنیدن  نتیجه افکار مثبت باشد در اینصورت توان افراد دیگران را بخود جلب میکند و توان افراد گره مشکلات جامعه را باز می نماید و کوه هر قدر بلند باشد بالایش راهی وجود دارد 
تقاضای انسانهاست که تولیدات فکری سرعت می بخشد و‌در بازار مشتریان عرضه می گردد و اشخاص را به حیرت می اندازد و شاید خیلی ها حتا توان دیدنش را نداشته باشد و مخیله ی را طرد و نادرست بخواند 
مثل که در قدیم اعراب عصر ها کنار هم جمع میشدند و ثروتمندان٬  اشخاصی را  که دارای بدیهه گویی عالی و شاعر توانمند بود پول میداد و در مقابل حریف استفاده می کردند و فقرا و دردمندان ثروت فقط تماشا می کردند و هی و هی و هی کف می زدند و از خلیفه قبیله اش حمایت می کردند تا مبادا شکست بخورند و‌کینه شتری شان ورنه به جان هم می افتیدند و شب دیگر به انتظار یکدیگر بودند 
امروز برعکس است انکه دارای توان عالی است از طرف بیگانگان مجذوب است و‌هسته ی بزرگ برای راهنمایی شان است و از توان و دارایی فکری اش استفاده مینمایند و  به چنین سرمایه یی هرگز دست نخواهند یافت 
شاید غالب مردم نگاه های بزدلانه ی دارند و قلیل مردم نگاه آگاهانه 
وقتی نتوانیم از آگاهی مان درست استفاده کنیم و آگاهی مان قدرت متحرک افکار و عمل شایسته در میان جامعه و مردم و‌خوانواده و ‌...... گردد چرخه زندگی خود متحرک می گردد و انسان نیازمند به تقاضا روی می آورد و از  انسان نیازمند استفاده مینماید 
ما نه توان تولید افکار داریم و‌ نه تقاضا می کنیم بل راکد و‌مستور خودمان را نگه میداریم و از نگاه خود ٬ حیوانی بیش نیستیم چون مستور نگه داشتن به معنای خود زیرپا کردن و‌از میان برداشتن قواعد و اصول که پیوند مان را نسبت به زندگی دارد نسبت به جامعه دارد نسبت به خوانواده دارد٬ می باشد در اینصورت از اجتماعی بودن مان می کاهیم و به قوه غریزه مان می افزائیم و غریزی عمل می کنیم چون قدرت تحرک فکری مان را بسته ایم و اصول را برداشته ایم و‌فواید خویش را نسنجیده ایم و درخور هزاران مبتذل محرومیت و حرمان کرده ایم 
اینجا تفکیک قوه اصلی انسانیت را مهار می نماید و‌انسانیت زده و انسانیت ستیز در مقابل خود که عبارت از آدم و انسان است قرار میدهد 
بحران های عجیب و‌غریبی رخ میدهد و‌ حل بحران و پیش گیری بحران بستگی به توان انسانها دارد که چگونه و در کدام زمان از چه نوع راه حل و قدرت مخیله عالی استفاده می کند؟ 
انسانها همه توانمند اند و بستگی به تربیت دارد آنکه تربیت درست تر میگردد توانمند تر است و آنکه رسیدگی تربیتی نمی گردد ضعیف تر است در بخش غذا هم همینطور است در مکتب و‌مدرسه و دانشگاه هم همینطور است .
وقتی انسان نگاهش را می بندد به آرزو های بزرگ زندگی می رسد و پلان های درست طرح می کند و همیشه موفق و‌کامگار می گردد
راز بزرگ شدن و‌بزرگ اندیشدن تلاش افراد است که در زمان کمتر فاصله ی بیشتری را طی می کند 

وصیت(داستان کوتاه)