صدای تیرو کمان
ابروان کاخ کشیده ی توست
که
جان از جانان می گیرد
و
در کاخ عشق تو
جان میسپارم
جانم٬ تنم و محبتم
دیدارت را
به آنجا که ارزش دیدنت را داشته باشم
میسپارم
به شرط که
سر وقت
دیدارت نصیبم گردد
ورنه
من از دیر رسیدنت
خواهم رفت
و تا ابد انتظار خواهی کشید
تا ابد ......