ذهنیت های واقعی انسان مسئول تمام رفتار های انسان که یا به شکل منظم یا غیر منظم روابط را در محیط جامعه و مردم تنظیم می کند
انسانهای که دارای ذهنیت های عالی و مثبت برخوردارند از رشد نسبی درست فکر کردن و درست اندیشیدن برخوردارند و عمل درست مدیون ذهنیت های مثبت اند اینگونه انسانها ٬ انسانگونه های واقعی اجتماعی میان مردم است که تکه های بزرگ از الگوهای بزرگ را برای ذهنیت های بزرگ و کوچک انتقال میدهند و پیام این کار یا عمل نیکو پنداشته شده و نتیجه خوبی برای تربیت اخلاق و روابط و حس انساندوستی دارد که میزان کمی برای انسانیت در جامعه غیر متمدن و اما متمرکز دینی فکر می کنند
اخلاق آموزه های یک عمر است که از تولد تا موقعیت زمانی که یک انسان زندگی میکند٬ یاد می گیرد وگره های خوبی و بدی را در وجود خودش پرورش میدهد و هر روز از بزرگ راه های خطرناک و سیاه چاله های جامعه سفاک اخلاقی میگذرد و راه بلند را طی میکند ونتیجه خوبی را برای راهروان که در پی اند به ارمغان می آورد
انسانهای که از خصایص خوبی برخوردار نیستند متد های نادرست تربیتی را برگزیده اند یا توسط مکتب٬ جامعه و خوانواده برگزیده شده است و بالای برخی ها تحمیل شده است
این گره خطرناک است و انسان بد تربیه شده تمام متد های تحمیل شده را به عنوان عقده ی در درونش نگه میدارد و غز محبت و انسانیت وآرامش ذهنی برخوردار نبوده و هر از گاهی این بغض می ترکد و بالای کسی دیگری خالی میشود
این نشان میدهد که تربیت کنندگان آدم های خوبی نبوده اند و متد های عالی را بلد نبوده اند و اگر بلد بوده اند درست عمل نکرده اند یا خلاصه تر در انجام مسئولیت کوتاهی کرده اند و بغض فروکش شده را نتوانسته اند به عنوان حلقه وصل خوب اجتماعی تبدیل نمایند به همینصورت گره بدون باز باقی میماند و متد ها تحت شعاع قرار میگیرد و انسان از انسانیت دور میشود و به کشتن٬ زندانی کردن٬ شلاق زدن٬ زجر دادن٬ اختطاف و........ قدم برمیدارند در اینصورت جامعه٬ جامعه ی فاسد و بدور از اخلاق انسانی قرار میگرد و انسانها باور های زندگی خوبش را از دست میدهد و در مقابل هم کینه می ورزند و یکدیگر را شماتت می کنند
تکیه گاه واقعی هر انسان ذهنیت های است که در دوران کوتاه یا دراز زندگی اش شکل گرفته و عاقلانه زیستن و عاقلانه بودن محور همه ی خوبی هاست