صفحات

۱۳۹۶/۵/۱۲

فصل غریبانه

چه فصل غریبانه است
جوانه های تازه روئیده 
خشک لبان 
انتظار ذره آب 
می کشد

می رویند 
گه و بیگاه 
می رقصند 
برای آدمیان 
شور و شوق 
می آفرینند 

زندگی در انتظار 
روییدن جوانه هاست

چشمان آدمی 
بینایی اش را از دست داده است
گوش ها کر شده
نه می بیند 
نه میشنود
آنکه بیناست 
حقایق را نادیده می گیرد 

جوانه ها در انتظار 
ذره آب اند
کسی نیست
زبانی بگشاید 

موجودات بی زبان را
یاری رساند 
جوانه ها 
در انتظار 
ذره آب اند
آری 
این حقیقت سنگین است
جوانه ها خشکیده اند
خشکیده ......

وصیت(داستان کوتاه)