همه جا را گشتم و دیدم و شنیدم چیزی بنام حقیقت در ذهنم در قلبم و حتا در زندگی ام ندیدم هر آنچه را نگاه می کردم چیزی جز مجموعه نقطه های تشکیل شده در ذهنم نبود و وقتی حرکت میکردم او مرا ترک می گفت و هر قدر دورتر میشدم خورد تر و هر قدر دور میشدم و یا در دورترین نقطه میرسیدم کاملن منهدم میشد و همان نقطه های تشکیل شده در ذهن باقی می ماند و هر آنچه را جسم میگویند دیگر وجود نداشت.
بشر از تولد تا حالا اگر سیاست کرده اند، ثروت جمع آوری کرده اند، ظلم کرده اند، یا عدالت را بوجود آورده اند تعدای را یا کشته اند یا به زندان انداخته اند و یا لخشیده اند و نامش را گذاشتند عدالت!!!
خصلت های راه پیموده در زندگی وادار می کند تا هر آنچه را در توان داریم برای فایق آمدن به یکدیگر انجام دهیم و عریانتر از همیشه در صحنه ظهور نمائیم.
شیوه های فریب دادن انسانها بی نهایت زیاد اند که همه اش کلاه گذاری اند تا اینکه خدمت باشد چون چیزی بنام این و آن وجود ندارد و دل مشغول ساختن موجوداتی بنام آدم یا انسان راهی برای پیروز شدن است و گروهی با استفاده از نام و مقام چتری را پهن می کند که دیگران را سایه و پناهی دهد
گرفتن آزادی یا آزادی فرد در بستر طبیعت کار خوبی نیست و بنام خدمت قوانین را بوجود آوردند و عدالت و مجریان را !!
خوشحال نباشیم که کارهای خوبی کرده ایم بل هر روز پایه های لذت و خوشی را گرفته ایم و انسان را آنقدر محصور نموده ایم که هیچ کس توان نگاه کردن به دیگری را ندارد و هر از گاهی اگر نگاه کنیم نقض قوانین محسوب شده و جریمه و زندان میشویم
اینها همه گلوله هایست که در سینه آزادی بشریت خورده اند و رنج بشریت بیشتر از این نیست که به گروه های مردمی و قومی و زبانی ومنطقوی تقسیم شده اند و بدتر از آن اینکه مذاهب و ادیان را برای استعمار موجودات دوپا بوجود آورده اند و چتر بزرگ لذت های شخصی را پهن کرده اند و دار و ندار مردم را میدزدند و حکومت میکنند بنام خدا جیب های مردم را خالی میکنند و بی عقلترین ها حتا خودشان را نثار میکنند
امروز بشر باید بداند و درک کند که همه چیز دروغ است و به دروغ هایشان وفقی ندهند و برترین باشند به هیچ چیزی جز ارزش گذاشتن به هر نَفَسی نگذارند و هر قدمی برای برداشتن داشته باشند و درهای های همه ی دروغگویان که بنام معبد، مساجد، درمسال، کلیسا، و........ را ساخته اند ببندند و نگذارند بیشتر از این فریب مردم را بدهند
این روز ها مسلمان ها دروغ بدتری را نثار میکنند و حتا در دین شان هم نیستند و بنام لایحه ی دینی به تصویب رسیده است که ذبح ملیونها گوسفند، بز، شتر و گاو و..... را جایز میدانند وخوشان نمیدانند که کشتن اسماعیل سحر بیش نیست و هیچ موجودی برتر از یکدیگر نیست پس چطور امکان دارد که کسی خودش را پیامبر بداند و تبلیغ نماید؟؟
سقراط، افلاطون، ارسطو، ابوعلی سینا، ابوریحان البیرونی، سنایی غزنوی، سعدی، فردوسی ، ماکیاولی، مارتین لوتر، مارتین لوتر کینگ و........ همه کارهایی را انجام داده اند ولی تا هنوز آیا کسی و یا شخصی مثل آنها در جهان پیدا شده اند که همانند آنها باشند؟ فکر نکنم! درست است که عین تفکر و اندیشه در ذهن همگی خطور میکند ولی خود کتاب یا راه را که برگزیده اند کسی نه رفته میتواند و نه هم بیان
پس ای بشر نادان، از همه چیز ها آگاه شوید و زندگی را در اسارت ثروت، سیاست و ....... سپری نکنید ونگذارید بیشتر از این برای شما دروغ بگویند.