صفحات

۱۳۹۶/۸/۸

حیثیت انسان

تنها فهم حقیقت زندگی است که انسان به آزادی میرسد(حسن سروش)


من داغ به حیثیت انسان نمی زنم 
وز باغ رسالت به کون و مکان نمی زنم 

پیر خراباتم و می خواری و شادی 
هرگز دست به اِنس و جان نمی زنم 

گیرم خدا بود در آنسوی زندگی 
آرام و شاد رفتن و چشمک نمی زنم 

هر جا ثبات شعر و سخن تکیه گاه بود 
دام بر اسارت و شعر و سخن نمی زنم 

مردان شعر و سخن یاد گار درد است 
از مو و موی هر سخن پیام درد نمی زنم

صدبار نمیروم تا می بنوشم همی
در های می فروشان هرگز نمی زنم 

جانم کجاست محبوب دلهای مردمان؟
من چنگ به آن در بی صدا نمی زنم