صفحات

۱۳۹۶/۱۱/۲۴

خامی ما رمز جهانگیر زمان است هنوز

خامی ما رمز جهانگیر زمان است هنوز
عترت و عزت ما خون دیگر ساز است هنوز

گه و نا گه ز صدایی موج فریاد برآید
عادت شام و سحر بغض لب آب است هنوز 

این جهان آواره ی امواج سرخ زندگی
قیل و قال دین و مذهب شمع سر راه است هنوز

هر تحرک عشق را  قربان صد راه و هدف
بی مبالات خامی ما سنگ خبر ساز است هنوز

نه زبان و نه کلامی نه نژاد و نه مکانی 
بل درین درگه شام خار مغیلان است هنوز

روز شب پیگیر، سجده و زاهد شدن است 
رشد افکار ، برگ خشک فصل خزان است هنوز

عادت است بر سر زنیم نیم تنان جامعه 
سنت باب مدینه ختم دستر خان است هنوز

برویم راه دیگر بگوییم کام دیگر
لیک راه خم و پیچ شهسوار گریان است هنوز


وصیت(داستان کوتاه)