آموزه های اخلاقی درست٬ موقعیت اخلاقی درست را شکل میدهد و آموزه های اخلاقی نادرست٬ موقعیت بدی را شکل میدهد.
انسان که موحود اجتماعی است و در اجتماعات بشری بسر می برد و بدون اجتماعات زندگی ناممکن است خود انسان به آموزه های اجتماعی اخلاقی صدمه میزند چون برخورد ها را تنظیم ومنسجم در مقابل افراد کرده نمیتواند و عکس العمل منفی نشان میدهد
برخی از نکته های اساسی این است که پدران ومادران ما درست درک نمیتوانند و تفسیر درست نمیتوانند و انعکاس عمل آنها نیز نادرست در برابر افراد مانند فرزندان خوانواده میباشد
زیرا درست درک نکردن و درست نفهمیدن چشمان آدمی را می بندد و آدمی را به مهلکه مواجه میسازد و قدرت انسان را ارجحیت برتمام امور زندگی میسازد و انسان به خاطر موقعیت اجتماعی پا روی همه ی ارزش های اجتماعی میگذارد خیلی افراد کمی اگر وجود داشته باشد که با مردم دردمند٬ همراز باشد بل اکثریت با چشمان جهل و نادانی خودش به دیگران یا اجتماع می نگرد و وضعیت را نیز بدین منوال می بیند
شاید در اجتماعات بشری هر روز حوادث گوناگونی اتفاق بیفتد و تمام این حوادث به نگاه های بر میگردد که یک انسان نسبت به همان جامعه و مردم دارد و به همان انعکاس دهندگانی برمیگردد که در بطن جامعه بوده اند و برای احمال عمل گزارش داده اند
درست اندیشیدن و درست فکردن سعادت همه بشریت است که همدیگر پذیری و همسرنوشت بودن و حفظ ضوابط اخلاقی و ارج گذاری به مقام یکدیگر٬ خود بزرگترین قدمیست که برای هم زیستن و در کنار هم بودن برداشته میشود و متد های خوبی برای رشد و سبز شدن برگ های زرد است
شهاب الدین سهروردی می فرماید:
اگر عشق حاکم برمعرفت شد انسان بیگانه میشود
و اگر معرفت حاکم برعشق شد انسان تکامل می نماید
راه تکامل گره کوچکیست که در اختیار همه ی انسانها قرار دارد درست برای یک ثانیه فکر نماید و تمام خوبی ها و بدی هایش را مورد بازرسی قرار دهد و بعد از ارزیابی شروع به اصلاحات نماید که در بخش چهارم نیز ذکردید چون اصلاحات وپی بردن به اشتباهات خود همان گرهیست که نمیدانستیم ودرک نکرده بودیم ولی حالا درک کرده ایم و شروع به اصلاح اخلاقی مینمائیم
این نگاه هاست که زندکی می بخشد