صفحات

۱۳۹۶/۲/۳۰

این خدا کیست؟ میشناسی

بنام خدای که مقدس است جان و تن انسانیت را می گیرند و دستان را می برند و سرها زیر چوبه دار می روند اما ندای الهی کجاست که معصومان را از گلوله های که بنام او شلیک و انسان را می گیرد، نجاب بخشد
وقتی دستان کسی به یاد او بریده میشود وقتی چشمان کسی به هدایت او کشیده میشود و قتی سنگ ها طبق دستورات او روی سروسینه شخصی می غلتد کجاست خدای که حکم مرگ انسانی را جاری ساخته است
مگر واقعن خدا خداست 
آنکه جلاد است و دژسالاری را دیانت ادیان میدانند و مرگ انسانها را اصول ادیان و تحریک مردم به جان هم را ایمان مردم میدانند، چرا دست و سر و جانش را نمی گیرد؟
در خانه خدا 
بنام خدا سر معصومی بریده میشود و کجاست انسان نماهای دیندار و خدا پرست، که اکثرن فتوا میدهند که خون نجس است ولی با کشتن انسان در  صحن یک مسجد که جای سجده و عبادت است آیا زمین خدا نجس نمی گردد؟
اگر خدا خداست
به یاد مظلومانش است دیگر این همه دژسالاری از میان بردارد و انسان در یکدیگر برادر باشند و نه دین را منشا بدانند و نه مذهب را به رسمیت بشناسند زیرا هر آب در یک جوی روان است و مردم را به مهلکه های سیاسی و مرگ و زندگی قرار داده اند و دیگر بهانه برای به عذاب کشیدن انسانها درست نتوانسته اند 
عاقلان مرگ را میخواهند و جاهلان زندگی 
کاش عالمان مان عاقل می بودند جاهل که زندگی می گیرند و گل های زیبار با زهر آبیاری می نمایند این نه نشانه دین است و نه نشانه انسانیت
پس باید مردم بدانند و اگاه شوند و تحت امپراطور دژسالاران قرار نگیرند

وصیت(داستان کوتاه)