اینکه باد را ثمری نیست
جز نابودی
در کوچه های شهر
جریحه ی بر جبین گمنامی ها
در عروق عصیانی ها
در عریض جاده ها
می پیچد
باد کوچه به کوچه
در به در
خانه به خانه
دنبال انسانهای که عاری از همه چیز است
می خیزد
و شاخه های نو روییده
تن های نو رسیده
اذهان با فکر های بلند پروازانه
می گردد
تا بگیرد نفس های عمیق دربان زندگی بخش نقش این چنینی را
تا بگیرد غرور یک زندگی را
من را بگذار کنار
چشمانت را از در همسایه دور نساز
باد
بار دیگرمی وزد
ما ناگزیریم
ناگزیر........