صفحات

۱۳۹۶/۵/۸

آی خدای (اخطار)

اینک خدای ما آسمانی شده 
در زیر بُخل و بخیلان، پنهانی شده
در دشت و کوه و چمن ناز می زند
با شغل تک فردی اش، سخت عصیانی شده 

در دشت های انقلاب حضوری بیش نیست 
با گنگ و کر لاشه ی پیروانی شده 
کودک بِمُرد و زندگی برباد رفت 
تازه از این پهلو به آن پهلو شده 

صد ها هزار نفر بِمُردند بنام تو 
زین زخم و آتش و خشمگاه تو 
گر هستی و مردانه بیرون شو ز قفس 
این ننگ باد به هزار چشم که نبیند خدا شده


تا دَم در نفس و دام توست در خفا
مردند و‌میمیرند و بشر از جفا 
بر خیز و ستم را فروکش کن 
وز حال یتیمان سرگردان خبر کن 

واخر بِدان که دنیای تو عجب دنیایی شده 
در نام تو همه رسوایی شده 
خوابی و بیدار شو به تما شا بیا آخر 
ورنه صدای مهلکت نهایی شده 

وصیت(داستان کوتاه)