صفحات

۱۳۹۶/۵/۹

نام من برگ سفید بوریاست

نام من برگ سفید بوریاست 
له شده دندانهای جان و بی جان 
لگد مال سردی ها و گرمی هاست

نام من رمز بدی هاست 
هر شخصی لگدی 
هر زبانی زخمی 
هر تاریخی بدنامی 
هر حرکتی دردی 
و هر نفسی مرگی را هدیه می کند 

نام من سیر و صعودیست 
که  بر بام های انتظار 
روی دیوار ها 
نگاره ی چشم هاست 

نام من  اسیر جهان است
که گیر کرده است

نام من بت خانه ی صعب العبور 
کوه های آب نرسیده 
دشت های پر خار مغیلان است 
نام من 
اسیر هر دو جهان است 
نام من 
نام  من .........

وصیت(داستان کوتاه)