نام من برگ سفید بوریاست
له شده دندانهای جان و بی جان
لگد مال سردی ها و گرمی هاست
نام من رمز بدی هاست
هر شخصی لگدی
هر زبانی زخمی
هر تاریخی بدنامی
هر حرکتی دردی
و هر نفسی مرگی را هدیه می کند
نام من سیر و صعودیست
که بر بام های انتظار
روی دیوار ها
نگاره ی چشم هاست
نام من اسیر جهان است
که گیر کرده است
نام من بت خانه ی صعب العبور
کوه های آب نرسیده
دشت های پر خار مغیلان است
نام من
اسیر هر دو جهان است
نام من
نام من .........