تنها فهم حقیقت زندگی است که انسان به آزادی میرسد(حسن سروش)
حرف های من
تکیه های هر دلیست که در دامن صحرای اجل
روئیده
تنی میان شن زار قامت بر افراشته
حرف من ناله ی دلداریست که
در شوره زار اقامت گاهی گزیده
حرف من
حرف بهشتیست که خدا رقم زده
من از دوری تو
دوری ما
حرف دلم را به کوچه باغ پر از درد
میرهانم
تا سبز شود
حرف من تخمه نالان
میان سینه ی آشفته است
کسی نمی داند
کسی نمیشناسد
حرف من
اشک سحرگه ی رویایی سرنوشت است
من برای تو حرف می زنم
برای ما
برای همه
من درد را در استخوانم حس می کنم
و تو را برای فریادش
به یاری می طلبم
این تو و این ما
در کویر بی کسی....