۱۳۹۶/۸/۱۵

تشنه ی عشق

تنها فهم حقیقت زندگی است که انسان به آزادی میرسد(حسن سروش)


دستانم گیسوانت را لمس می کند 
آنگاه که چشمانت 
رنگ گل ارغوان داشته باشد 
و لبانت رنگ انار داشته باشد 

و بدنت شیرازه 
حرارات گرمای سوزان بیابان کالاهاری داشته باشد 
و رنگت همچون ترسو ترین انسان روی زمین پریده باشد 

و عشق همچون شیرینی لخته شده در دمای بلند 
به تو 
تکیه زده باشد 
من تشنه خواهم شد 
تشنه عشق 
عشق که به انسان زندگی می بخشد 
نه هوس چند روزه 

به محض ورودم به کلبه عاشقانه ات 
بدنت بی اختیار 
لمس وجودم باشد 
و چشمانت در زیر مژه هایت پنهان باشد 
و بدنت کسل و سست افتاده باشد 
عشق زبان دیگری خواهد داشت

و من و تو 
گرمای واقعی عشق را 
در چشمان خماری مان 
خواهیم دید 
و به دیگران بیاموزیم 
که عشق تشنگی قبل از غذاست 
و گرسنگی فقیرترین انسان دنیاست 

اینگونه عاشق شوید!