تنها فهم حقیقت زندگی است که انسان به آزادی میرسد(حسن سروش)
بر مزاری آتشی بر پا کنید
روح خاک در بند را پیدا کنید
تا زمین خشک بی آب حلقه در اندیشه ها
صد کلام معرفت در خار ها ذرع کنید
شعله سازید آتش برخاسته از امیال ها
هر طرف با باد و طوفان محشری برپا کنید
از گدا تا انتها در مزرعه دامش بشو
خرمن از دام وصالت غند هم پیدا کنید
کوله بار آتش اندر کوله بار مزرعه
تا نگردید دور عالم عطف ها پیدا کنید
خاک و خاکستر مزار باد در بادش شود
در مشام هر چمن رخسار شب پیدا کنید
کوه های سرد خوب گیرد جرق از شعله ای
خواب چشمان حریفان را خوب واویلا کنید
بسترش خاکستر اهل خرد گردد همه
تا میعادی بر مزاری تاریخش امضا کنید
این جهانِ واهمه در سر سرای زندگی
راه بوستان ادب را مشعل فردا کنید
ای سروش دانایی طعم دسترخوان نیست
هر کی لقمه گیرد و پیچ پیچ و مدعیا کنید