آسمام طناب زندگی می بُرّد
در غروب هزاران نقش افتاده بر زمین
گریه شب بین نگاه
افسوس هست شدن زندگی می کند
نگاره ها
سر خط قرمز اندیشه های یأس کننده هست
شیون از میان غبار افتاده بر آسمان زمین
و بریده شده طناب
چشمان نگر بین حقایق را
پوشانده است
زندگی با نفس
عزت با شرف
فکر با اندیشه
سر ساز گاری ندارد
آسمان بریده است
طناب حقیقت را
و بر زمین نشانده است
طناب غیابت را .......