۱۳۹۶/۶/۱۶

غم خانه

با ظلم و شقاوت توانی نیست برای رزمیدن و به انجام رساندن و هزینه کردن و از همه چیز عبور کردن

کسی نیست که داری نداشته باشد 
با خون و رگ مردم کاری نداشته باشد نه اینها همه بذل سخن اند و درمانده ی علم و عمل 

روز های روز ها 
دیگ همان دیگ و بشر در آرزوهای بلند و هدف های متعالی 
اهداف بشر درست برای سهولت و آرامی و ارزش و بهایی انسانی و قدرت و عدالت واقعی، اگر باشد عالی است، هست که کاروانهای بزرگ برای التیام بخشیدن به بزرگترین آرزوهای فردی و غواصی کردن در حجره ی دین و مذهب کار همه را یک سره کرده است، وجود دارد
وجهه های اصلی زندگی آنها همان عرابه هائست که دیگران سوار شده اند و میراث گذاشته اند 
امروز عبور از تکیه گاه های بزرگ و رسیدن به آرامی و آزادی و برابری در بستر های اجتماعات بشری کاری ساده نیست
زیرا ابتدا باید از صفر شروع گردد و تا آخرین نفر و آخرین نفسش ادامه یابد که این عمل تا حیات فرد ممکن است و بعد از حیات ناممکن
غرور امروز دین داران و خداباوران دقیق همین نکته ی میراثی است که از نیاکان و بزرگان و به گفته آنها پیامبران رسبده است و پیروان همان عملی را انجام میدهند که در گذشته انجام شده است و پیوند دادن با حال دریست نا ممکن! چون قفل این درهای فکر آزاد برای بشر و مبلغان بشری بسته است و نابغه هاست که از این دَر عبور می کنند و آنسوی نامرئی ندانسته های بشری را درک می کنند و میدانند و باز گو می کنند به این میگویند(دانا) چون جاهلان کالسکه سوار اند و سوادی برای تحقیق ندارند و اگر هم داشته باشند مرگ سراغش را می گیرد و بزرگترین عمل(تنبیه) است که برای همیشه به آرامی بسر می برند و همگی را اسیر می نمایند 
دنیا غم خانه بشر است از تولد تا مرگ در اسارتیم و از آزادی فقط نامش را می بریم و عدالت را در کلام می آویزیم و قدرت را راهکار میدانیم در صورتیکه بشر از تولد تا مرگ آزاد است و هیچ قانون و عدالتی نمیتواند بیانگر آزادی و یا عدالت باشد
بشر قانونی برای زندگی ندارد و نداشته است و نخواهد داشت بل اسارت همه را بسته است و نظارتگر همه در همه عرصه هاست